بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

لاف ٍ عشق

به مرور زمان

 

تصاحب خواهم کرد

 

باد  را

 

چرا و چگونه نکن

 

بگذار

 

تا حک شود

 

قصه ی عاشقانه

 

_غیر ممکن _


بر  شاخه ی بید همسایه


   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

نیمه ی او

هر گرگ و میش

 

نیمه ی روشن توست

 

ومن

 

محو می شود

 

در نیمه تاریک

 

 بادها...

   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

فقط یک بار اتفاق می افتد!

سالهاست

حجم غریب دلتنگی ام

جا مانده

در

هزارمین خواب تو

وامروز

نخستین بوسه

گریست

در نبود  تو!

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

بهانه

سرشار از زنانگی

-          خیس و معصومانه  -

در آستانه ی تو
گم کرده ام

خودم را

تهی از خنده و  اشک

خالی از همهمه ها

بوی دلتنگی می دهم

به طعم لبان تو

 

 


   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

چه پایان غم انگیزی

بی شک

ردی

از سه شنبه

بود

 در چشم های  من

 که گذاشتی

دلتنگی ام را

پای پاییز

 


   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

لاجرعه های انتظار

 

و روز آغاز می شود


بی تو


با نگاهی خاموش


در یک چمدان خالی


که بوی دلتنگی می دهد


در عصر یکروز پاییزی


 

   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()