بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

و تکرار می شود

 

شاید شعر

 نتیجه ی احساس ظلمی

 بی دلیل و بی انتهاست ...

                       

       " بیژن جلالی "

 

 

 

 

 

 

شب را حمل می کنم

 هم تاریخ با کابوس های ماندگار

  در آن عصر زمستانی

 که دروغ می وزید

 در بلاتکلیفی یک سلام  

 بی هیچ افتخاری

 در آن فضای تنگ

 کسی تقویم را جا گذاشت؟ در روزهای من

 تکه ،تکه

 با قلبی مندرس

 در پس تصویری طولانی

 با سرگیجه ای نمناک و

 حماقتی پا بر جا 

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢
comment نظرات ()

در انتظار گودویی که نخواهد آمد

جمعه انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود و وضعیت هشت سال دیگر مملکت به دست کسی می‌افتد که با واسطه و بی‌واسطه بر زندگی یکایک ما موثر خواهد بود. سوال اصلی در این بین، یک چیز است: رای دادن یا ندادن، مساله این است. این تردید به مجادله‌ای دامنه‌دار تبدیل شده است، که در فضای مجازی شاهدیم و این متن می‌خواهد در چند قطعه‌ی کوتاه، منظرهای گوناگون را بررسی کند و به گزاره‌ای عملی برسد. گزاره‌ای قابل اتکا برای کنش سیاسی.

 

ادامه مطلب
   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢
comment نظرات ()

این روزها....

این سکوت  نیمی از جهان من است وقتی همه ی بی حوصله گی هایم را به لبخندی می سپاری .آن جا در آغوش تنهایی و کمی اندوه بی دلیل

   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢
comment نظرات ()