بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

هیچ کس از خواب طولانی خوشش نمی آید

من دلم تنگ می شود

برای نبودنت

و انتظاری که رو به اتمام است

روزمره وار

تنهایی سرک می کشد

بی دلیل خاصی 

از روی عادت

به تو فکر می کنم 

که هیچ وقت نمی فهمی

چه قدر دوستت دارم 

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()