بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

پرسه در دیار خدایان - قسمت آخر

2 مرداد ماه – برگشت به دهلی از جیپور

طول مسیر 258 کیلومتری جیپور به دهلی  به کلی فروشگاه  سر زدیم و در بین راه هم به یک مادر و دختر مشهدی برخوردیم .

مادر مشهدی با دیدم ما گفت : هزار الله اکبر !!!! بلاخره  چند تا ایرانی دیدیم .

من با خنده گفتم : تو هند هم دنبال ایرانی می گشتید !!!

در حال گپ زدن بودم که آقای راننده با نشان دادن ساعت فرمودند زمان خداحافظی است .

و ما پس از اینکه 8 ساعتی تو راه بودیم رسیدم دهلی

3 مرداد ماه – دهلی

امروز صبح زود از هتل زدم بیرون به همراه راننده و راهنمایی فارسی زبان – تمنا خان  که دارای فوق لیسانس ادبیات  فارسی از دانشگاه دهلی است این شغل دومش بود- حالا داشته باشید تا الان باید مترجم انگلیسی زبان با لهجه هندی را تحمل می کردم و امروز باید مترجم فارسی زبان با لهجه هندی !

بگذریم ....

طبق فرمایش تمنا خان اول سری به دهلی قدیم که پایتخت هندی ها قبل از تسلط انگلیسی ها ست رفتیم که تقریبا منطقه مسلمان نشین هند است برای دیدن مسجد جامع دهلی(Jama Masjid).

 

 

این مسجد زیبا بزرگ‌ترین مسجد در تمام هند و بنایش آخرین بنای عظیم ساخته شده در زمان شاه جهان است. ساخت این مسجد بیش از ۱۰ سال طول کشید. این مسجد ۳ دروازه ورودی، چهار برج در گوشه‌ها، و دو مناره به ارتفاع ۴۰ متر دارد و از سنگ‌های قرمز و مرمر سفید ساخته شده. صحن مسجد گنجایش ۲۵۰۰۰ نفر را دارد. برای ورود به مسجد باید لباس مناسب به تن داشت (شلوار یا دامن بلند و لباس آستین‌دار) و باید کفش‌ها را در ورودی مسجد درآورد.  صحن مسجد مثل بسیاری از مکان‌های اینچنینی میزبان هزاران کبوتر است که هرازگاهی همه با هم پرواز می‌کنن و منظره بسیار زیبایی رو پدید می‌آروند...

 

مکان بعدی یکی از معابد معروف هندوها در دهلی نو ،  Lakshami Narayan templeمی باشد.برای ورود به آنجا  مانند تمام معابد و مساجد و آرامگاه های هند  مجبور شدیم کفشهایمان را در بیاورم. البته اجازه فیلم و عکسبرداری هم نداشتم. 

در این معبد مجموعه ای از خدایان هند  دور هم به طور مسالمت آمیز زندگی می کنند.

 

گانیش- خدای پول و ثروت که به شکل فیل بود

هانی مان جی -  خدای نیکی که شکل میمون بود و شیطان در زیر پاش 

شیوا -  خدای وحشت  مجسمه ای که مار ی به دور گردنش بود

کریشنا – خدای مهر و محبت  که چهره زنی خندان

نکته جالب اینکه اکثر افرادی که مقابل این خدا نشسته بودند  دختر و پسرهای جوان بودند

دروغا- خدای قدرت  که شبیه شیر بود

در مورد نگارش صحیح  اسم این خدا کمی تردید دارم!!!

و همچنین  محلی  نیز برای نگهداری از کتاب مقدس هندوها " ودا" بود.

 

 

 

 

 

 

 دروازه هند (India Gate) این بنا با ارتفاع 42 متر توسط یک  معمار انگلیسی به نام ادوین لوتین در سال 1931 به یاد 90 هزار سرباز هندی که در جنگ جهانی اول کشته شدند، ساخته شد. نام این سربازان بر دیوارهای این بنای طاق مانند حکاکی شده است.

 

 

 

 

همچنین دیدن کاخ ریاست جمهوری و پارلمان هند- البته از بیرون نه داخل !- که ساختمان پر ابهتی است .

 

 

در این میان دیدن (  Raj Ghat) آرامگاه مهاتما گاندی- روح بزرگ–  است که خیلی برایم جذاب بود درست مثل بهشت بود آرام و روح بخش !

 

 

 

یکی دیگر از هزاران مکان دیدنی دردهلی، قلعه سرخ (Red fort)  دارای دو مدخل اصلی دهلی گیت و لاهوری گیت است که در مقابل بازار معروف چندی چوک قرار گرفته اند.ازمکانهای دیدنی داخل قلعه تالارعام، تالارخاص(که ازمرمرسفید ساخته شدو تقریبا درکنارهم ساخته شده اند) و دیوان رنگ است .

 

 

این قلعه ی مستحکم به شکل یک هشت ضلعی نامنظم ازسنگ های قرمزرنگ درکناررود یامونا(به منظور ایجاد مانعی برای دشمنان به هنگام جنگ ) بنا گردید وبه وسیله دیواری بطول 4/2 کیلومتر محصورگشته است.ساخت این دژپرابهت در سال 1648، نه سال پس از تغییر پایتخت ازآگرابه دهلی به دستورشاه جهان و این بارهم به دست معماران مسلمان آسیای مرکزی به اتمام رسید. البته بد نیست بدانیم که درمعماری هندگنبدهای کوچک وسفید روی سردراصلی هربنا نمایانگرتعداد سالهای ساخته شدن هربناست.

 آخرین  مکان دیدنی دهلی نو،- البته طبق برنامه تور -  قطب (کتب) منار  ( Qutab Minar) بزرگترین برج هند است که سرتاسر یک منار ۷۲ متری را آیات قرآن نوشته اند و از ساخته های قطب الدین در قرن ۱۲ میلادی می باشد. قبلا امکان بازدید منار بود ولی پس از چند خودکشی، بازدید از آن برای عموم ممنوع شد.اطراف آن ویرانه هائی از یک قصر قدیمی وجود داردکه بی اختیار انسان را به یاد تخت جمشید می اندازد.

 

 4مرداد ماه – دهلی به تهران

 آخرین روز اقامت است و من دلم نمی خواهد از این خاک دل بکنم؛ دل آسمان هم گرفته و ابری ست!

من بی حوصله تر از همیشه توی لابی هتل  نشسته ام به قطره های باران که به شدت به شیشه می خورد نگاه می کنم

با صدایی  به خودم می آیم که می پرسد: خوشحالی که بر می گردی ایران ؟

با سر جواب می دهم : بله !!!

با شطینت می گوید : دروغگو!!! رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون

من هم که جوابی ندارم دوباره به باران زل می زنم .

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت :

نکات جالب این سفر به هم ریختن محاسبات ذهنی شما از لحاظ رانندگی است .یعنی باید یادتان باشد که اول سمت چپ خیابان را نگاه کنید بعد راست چون اینجا همه چیز برعکس ایران است !

دومین نکته اینکه  مردم در اینجا با آلودگی صوتی آشنایی ندارند و همه یه بوق خریدند که یه ماشین به اون وصله !!!!!!! و البته پشت تمام وسایل نقلیه عمومی نوشته شده :

Horn  Please

نکته آخرم نحوه خرید کردن در این کشور که ناگزیری چانه بزنی هرچند که اولین باری باشد که این امر خطیر را انجام می دهی!!!

 

 

 

دل نوشت :

 1- دفتر این سفر بسته شد؛ به همین سادگی!

2-  اما به قول دوستی خاک هند دامن گیرست و دوباره برمی گردی !!

۳- این هم حسن ختام سفرنامه :

آشفت خیال دل آشفته خیالت

 

                                        چون می رود این نظم خیال از دل شاعر

   + مسیح اسمعیلی ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧
comment نظرات ()