بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

راویان رفته اند فتنه بر پا کنند

هوای دلگیر پاییز

زوزه ی کلاغان وحشی

در مسیر باد

به گمانم

خبرهای خوشی در راه است !

هوا بوی سیب می دهد

 

 

 

پی نوشت:  

من طلبَنی وَجَدنی و مَن وجدنی عَرفنی و من عرفنی احبَّنی و من احبَّنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته.

« حدیث قدسی »

آن کس که مرا طلب کند، مرا می یابد و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد و آن کس که مرا شناخت، مرا دوست می دارد و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می ورزد و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم و آن کس که من به او عشق ورزیدم،(چون دوری او را نمی توانم تحمل کنم) او را می کشم و آن کس را که من بکشم، خونبهای او بر من واجب است و آن کس که خونبهایش بر من واجب شد، پس خود من خونبهایش می باشم!

   + مسیح اسمعیلی ; ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧
comment نظرات ()