بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

خواب و خیال

کویر کسی را  که یک بار گرفتار افسونش شده باشد، دیگر رها نمی کند!

آلفونس گابریل

 

 

کهنه رویای باد را بی تاب نمی خواهم

آسمـان دلـم را بی مـهتاب نمی خواهم

هـرچند دلتنگ  و پـریشـانـم .... امـا

دیـدار "شـما" را در خـواب نمی خواهم

بـگـذار مـرا! تنـها... باهُـرم نفس هـایت

بگذار بداند ماه، شب تاب نمی خواهم

اگرچه بی تو  دلتنگ تر از حادثه ام ...اما

در تاب و تب آبم، سـراب نمی خواهم

 

 

 

 

 

پی نوشت :

شعری ست  قدیمی با اشکالات وزنی .... ولی دلم می خواهد ، خوانده شود ... همین !

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳ دی ۱۳۸٧
comment نظرات ()