بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

آوازی بخوان ...به نام روسپیان بنارس !

 در هستی چیزی پیچیده تر از متشبه شدن خیال به حس نیست.

(ابن عربی)

 

 

 

افتاده


کنار اولین سطر دیوار

.

.

.

طرح یک وسوسه

نقشِ آدم

سیب سرخ حوا...

 

 

 

 

 

پی نوشت:

یه شب مهتاب٬ ماه میاد توُ خواب/ منو می‌بره کوچه به کوچه٬ باغ انگوری باغ آلوچه...

 دلم می‌خواهد دوباره بیایی٬ بنشینی روبروی من...بخندی... تو حرف بزنی...شعر بخوانی... و من٬ با سرانگشتم مسیر نگاهت را لمس ‌کنم...دوباره

   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()