بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

مرا پرسی که چونی...

ده شاه اعداد است...آنجا که هیچ به یک می پیوندد....آغاز دو گانگی ست !

سیزیلیوس

 

می بافم
هر صبح
چهل گیسویم را بر آب
وقتی که
به پیرهنت می وزد!
باد


می بافم
هر شب
چهل گیسویم را بر خاک
پیش از آن که
واپسین نفس را
برآرد
خواب


می بافم
در راه
چهل گیسویم را در باد
بی هیچ فروغ  و  شاعرانگی
می رقصم
با واژ ه های ناب

 

 

پی نوشت:

نمی دانم چه چیز به من آرامش می دهد. حس می کنم گمشده ای دارم اما هیچ نمی دانم کجا و به دنبال چه باید بگردم. نمی دانم آرامش را کجا و در چه  پیدا خواهم کرد ....و سخت سرگردانم از این نمی دانم ها...به قول مولانا

مرا پرسی که چونی؟

بین که چونم

خرابم، بیخودم، مستِ جنونم

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
comment نظرات ()