بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

آرزو

كاش در دامنه ی کوهی خموش

برستیغ قله ای غریب وبی عبور

مي پيچيدم همچو عطر گياهي مرموز

برقدمگاه خيالت

تابه ياد دل انگيز زني

بر دل پر تشويش تو بنشينم

عطر خود را در قاب نگاهت بنشانم

تا تداعي شود

در ذهن تو آن عطر عجیب

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٦
comment نظرات ()