بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

صدايی نجوا نمی کند!

من چشمان بی تابم را می بندم

و تو را در باد می بینم

که می آیی

نرم و آرام

 رها

وباصدای دانشین باد ، هم آواز ...

اما تو نیستی!

در لحظه لحظه ی عبور...

   + مسیح اسمعیلی ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()