بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

حوصله ندارم به عنوان فکر کنم!

 

حافظ می گوید:

             از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک


 

سرشار از دلتنگی

این جا

عاشقانه

با شعر

می بوسمت

تا بارور شوم

بی هیچ گناهی

عبور  می کنم

هزار بار

از نهانی ترین تاریکی

آغوش ِ تو

بی هیچ  هراسی

از مرگ

نه !

زندگی

 

 

 

 

پی نوشت:

دلتنگم و گویی تمام کلمات جهان در ذهنم می لولند و می کوبند بر این ذهن بی خانمان... دلتنگم و حرف دارم

 به قول سهراب: تب دارم و دچار گرمی گفتارم

 

   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()