بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

عشق هنوز هم زیباترین گناه کبیره است

همین که گریه می کنم شبیه گریه با منی

 

برای دید نت خدا گشود، باز ، روزنی

 

برای جسم خاکی ات ، جهان پر از هوس شده

 

خدا گناه می کند ولی تو پاکدامنی

 

همین خیال ناگهان برای عشق کافی ست

 

خدا که زاده می شود درون پیکر زنی

 

آهای با تو ام ببین ! زمان گذشت پر شتاب

 

گمان نکن هنوز هم تو با منی، تو با منی

 

چه حس سرد و خسته ای مرا احاطه می کند

 

هنوز ساده مانده ای که سهل و ساده بشکنی

 

دلم گرفته است باز هنوز گریه می کنم

 

خیال می کنم تویی همان کسی که با منی

 

   + مسیح اسمعیلی ; ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()