بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

چيزی شبيه ترانه !!

تو کجا رفتی ؟مسافر، دل من اینجا اسیره

مثل قصه های غمگین دل من اینجا می میره

تو کجا رفتی مسافر تک وتنها ، مگه داشتیم !

پس چی شد ؟عهد قدیمی آن قراری که گذاشتیم

اگرخسته بودی از راه چرا بی خبر رهیدی؟!

اگر قصه مون قفس بودپس چرا تنها پریدی؟!

حالا که رفتی مسافر بدون این رسم سفر نیست

توی هر جاده که باشی راه رفتن بی خطر نیست!!!

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()