بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

مکتوبات

آبستن ِ بوسه ی نابهنگام

نفس می زند

هوای این شهر را

تا دم صبح

همپای خواب

می خواند

- بی انتظار واژه ای-

 کدامین نام  را...


 پشت دیواره های شوق

سرگردان

در چهار فصل این شهر

بوی هجرت می آید

 بی آن که بدانند

 می گذرد

روی خط ممتد روزمرگی

وبی تردید

تمام دنیا

گره کوری است

از هزارمین  اعجاز 

پیامبرانی بی درد!



   + مسیح اسمعیلی ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()