بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

... و زمان می گذرد

زخم های ملتهب

سرباز کرده اند

از ناگفته های هزاره من


و ابرهای آسمان

در سینه من

شیهه می کشند

بی خاطره

اندوه ی هزار ساله را...


گویی؛امشب

دستانم

جامانده

در پاکت خالی تن تو

- مردد-

راستی، زخم ها می مانند!


   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()