بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

مرگ می آشامد!

به نمناکی باران
آوارگی باد
و تنهایی ام در دل شب
طولانی تر از حسرت چشمانم
شعر تو را می خوانم
سرگردان
به لطافت نسیم
نه
روح آرام وعاصی تندبادم
درشعرهای تو شناور!
من گمشده ام
نه فراموش....

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()