بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

منتظرم یکی مرا از این کابوس بیدار کند

حوصله تنگم را بغل می کنم

و پیاده می دوم

در هوای

پر از عطر کال کاج های این پیاده روهای کش دار و آشنا

و درختان تبریزی بلند آن سوی خیابان نیمه تاریک

با بوسه های که هیچ گاه شبیه هم نیست

   + مسیح اسمعیلی ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()