بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

خنده هایش می‌درخشد

سکوتی 
بین ما نیست 
اما 
حروف سر لج دارند 
با مخاطبی گمشده 
به اندازه ی تمام عاشقانه های ممنوع 
که برمی گردند 
از حافظه ی خاطره ای گنگ 
آن جا 
که کلاه از سر برمی دارد 
به قدر دلواپسی و
کمی خم می شود 
شبیه بوسه 
به پای سرزمین دست های تو 

   + مسیح اسمعیلی ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()