بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

من در گذر زمانم

دلم شعر مي خواست ...

کلمات می چرخیدند
همچون ستاره های دنباله دار محزون
دردورست ها ی آسمان
شاید دریچه ای گشوده است
و کسی به آسمان می نگرد
کلمات را دنبال می کنم
تا آنسوی افق
و تا آن دریچه ای که شاید گشوده است

راهی که نگاهم را بی اختیار می کشید
آنسوی خط انتظار
می گذرم ازلابه لای  همهمه های گنگ باد

فاصله ی زمزمه ها ی  غنیمت را
در برهوت زخم خورده ی امروز

میان این واژگان
چه خیس , چه خشک
در جاده حلزونی خطوط و تصاویر
 دلم شعر می خواست

...

   + مسیح اسمعیلی ; ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦
comment نظرات ()