بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

سراب!

شب ژرف  سایه افکند !

باز خیال رنگین تو

مرا در آغوش کشید

ماه رنگ پریده

می تابد برآب

....

افسوس!

 شب سرانجام

سیراب از شبنم پیکر دوشیزگان

خواهد رفت!!!

...

و

مرا چاره ای نیست !

جز فرو رفتن

در روشنای صبح

 

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٦
comment نظرات ()