بـــرهنه در بـــاد

جامانده ای در مرز جغرافیایی جنون

اين پراکنده های من است.

با پاره های تنم 

زیر تکه های دلم 

در ويراني دستهاي باد 

میان سفرهای کلمات  حوالی کلام شرجی 

بی آنکه بخواهم 

روح کالَم 

سنگینی بغض ناشکفته ی را بهانه می کنند 

و نمی دانم به بستر کدامین گریه تلخ  پناه برم؟!!

   + مسیح اسمعیلی ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٦
comment نظرات ()