متن ِگنهکار

جوری صدایم کن

انگار سالها قبل از کشفم

بهار نشست بر تنم

شبیه آن اتفاق ساده

بگذار

جیب هایم پر شود از صدایی

که دوست داشت مرا

با لحنی دلتنگ

/ 3 نظر / 25 بازدید
ال

هزار سال است نشسته‌ام صدایم کند صدایی نخواهد آمد کسی، را صدا نخواهد زد بیهوده است این انتظارهای تلخِ تلخِ تلخ.

kakero

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها یک طرف پنجره ها در همه آوازها ، حرف آخر زیباست آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم ؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

mohammad

خاصیت دنیاست که در اوج داشتن و خوشبختی دلهرۀ از دست دادن پر رنگ تر است.....!