هزار سال تمام !

میان خوابهای کودکی کابوس زده

 

شاعرانه

 

کلامی بنویس

 

تا در هیبت کولی های سرگردان

 

باز  گناه را تفسیر کنم

 

میان خواب و بیداری

 

سرشارم از بوی گونه هایت و گندم

 

 اما

 

حالا هزار سال تمام

  

 نه نصیبی مانده

 

 نه سببی 

  

 چیدن

 

سیب های سرخ رسیده را ...

 

 

 

 

 

پی نوشت:

من بودم و دوش آن بت بنده نواز

از من همه لابه بود و از ویهمه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید

شب را چه گنه حدیث ما بوددراز

 " مولانا"

 

/ 14 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مناف یحیی پور

سلام پرسپولیسی! خوشبختم. از خواندن کارهایتان هم لذت بردم، دستتان درد نکند.

محمد

زیبا بود در واقع همیشه مسئله تناسخ بحث بر انگیز مبهم و لطیف بوده ارتباط مفهومی عباراتی مثل باز گناه را تفسیر کنم چیدن سیب سرخ و نه سببی ... که حاکی از داستانها و تفکرات زیادیه که پشت این شعر هست به زیباییش اضافه کرده فکر می کنم مدت هاست که پخته می نویسی فقط یه پیشنهاد فونت یکم چشم و اذیت میکنه شاد باشید

مریم

سلام از اینکه بطور اتفاقی بلاگتون رو دیدم خیلی خوشحالم [بغل]

پرسپولیسی! خوشبختم.

اینم شد ادبیات که یکی بگه سلام پرسپولیسی! خوشبختم. از خواندن کارهایتان هم لذت بردم، دستتان درد نکند. این فضای نظر دادن حال آدم رو بهم می زنه که که هی بیان و بگن.دستت درد نکنه. ا حال بود و... ولگردی و وبگردی این جماعت چه کسل کننده اس.

سارا

سلام یاد یک بیت از صائب افتادم همون که می گه ماجرای من و معش.ق مرا پایان نیست ان چه اغاز ندارد نپذیرد انجام....

رضا قاری زاده

کودک کابوس زده بعضی وقتها تعابیر اینه می شوند که آدم خودش را ببیند ... درست مثل همین عبارت

سلام ادامه بده موفق باشی ... جان نیز خلاصه جنون گشت

فرشید

این شعر خیلی عارفانه و پر استعاره بود ولی جالب بود. از یک فقدان حکایت دارد

مریم

علیک سلام خوش اومدی [چشمک]