پرسه خوانی

 کاش آن قدر که سرمان می شود ... دلمان هم می شد!

قیصر امین پور

 

 

درشرق فلسفه ای هست به نام سئینگ چنگ که می گوید:

زندگی دوباره ای وجود نخواهد داشت اگر کرم پیله ای به دور خود نپیچد و پروازی نخواهد بود اگر پرنده ای تخم را بشکند.ولی عشق پروازست و زندگی دوباره حتی به شکستن زودرس یک تخم و یا شکافتن پیله های بارور .

...پس پرواز کن پیش ازآنکه بالهایت رشد کنند و پروانه شو بی آنکه پیله ها آماده’ پر دادن تو شوند!

***

حال مرا میشناسی؟
نه نمیشناسی،

من همانم  که روزگاری پیله ام را پاره کردم.... و اینک نوزاد ناقصی ام در بستر جنون ولی پرواز کردن تنها هنر من است !

و پیله، خانه ی اجداد من است و پروانه شدن رسم دیرین این قبیله !

 

 

 

 

پی نوشت بعد از تحریر:

نمی دانم برای این نوشته تو چه نامی بگذارم پس مثل خودت می گویم

 " ز مثل زندان"

 

 

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

داشتیم رد می شدیم گفتیم سلامی پرتاب کنیم !

:-)

پرواز کن تا بال هایت رمقی دارد... پیش از آن که سنگینی جثه ات تو را از بال هایت جدا کند...[لبخند]

سارا

سلام ...بالاخره الیزابت پول تلفن رو داد... پرواز ....هيچ جنوني ناب تر از پرواز نيست ....

آسمون (مشی)

ز مثل زندان... د مثل دیوار... ز مثل زنجیر... و پ مثل پریدن... عالی بود...

ژانوس

سلام مسیح *** درقصه ی قبایل هست که: (عشق بال پروازیست که زندانی رااز دیوارستبرزندان میرهاند) *** وقتی عشق هست آزادی نغمه ایست که ازگلوی پرنده ای کوچک آهنگ سفرمیکند پروازشکوهمندترین سفریست برخال بال نسیم که جلال پروازشامگاهی درناها وبازگشت بادها درشاخسار سپدارهای جوان برگهارامیرقصاند تاسمفونی پرسوزعشق غلغله دردشت افکند درطلبی که عشق نیست بادخنیاگریست که دست ستم بال پرواز رابامقراض یاس میچیند تلخاب شوره زاران را به حنجره اش میریزد تاخنجربه گلوگاهش کشد

:-)

اشکالی نداره لینکت کنم؟همم ... لینکت می کنم[لبخند] وبلاگتو دوس دارم من رزالین هستم خوشوقتم[چشمک]

ماجده

کاراش خیلی قشنگه حیف که وقت ندارم واگر نه وبم را پر می کردم دیدی وقتی یه چیز جدید می خونیم چطوری خون تازه می دوه تو شقیقه هامون. کیف داره . همیشه تو این موندم کشف ذره ذره خدا چقدر قشنگه[ماچ]

کرگدن

جای شما خالی !!