سه گانه!

الهی!

آفریدی ما را رایگان و روزی دادی ما را رایگان...پس بیامرز ما را رایگان که تو خدایی نه بازرگان!

 

خواجه عبدالله انصاری

 

 

 

 

١)

برای عریانی ام

واژه ها کفاف نمی دهد

نه کلمات و نه سکوت

هیچ یک یاری ام  نمی کند

در تنگنای تاویل

٢)

این روزها

تازه ترین گناهم

کفر چشم های توست

-حوای بی خیال-

٣)

  دوباره تکرار می شوم

در گناه تازه ای

              و شک می کنم به تو

همآغوش باد

 می نگرم به واژه

  و باز می گردم به شعر

                                             این میوه های درد ناک

/ 18 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمون(مشی)

گندمک بخند... روزهای سخت می گذرند... کمر غول کبود می شکند... بخند.. دعا می کنم هر چی زودتر خوب شن مسیح جان...

آسمون (مشی)

عجب سه گانه ای ما را سه بار کیفور کردند[مغرور]

ابوالفضل

این شعرت چه شرابی داشت در خودش. برای پدر دعا می‌کنم. برای پدر دعا می‌کنم. برای پدر دعا می‌کنم.

سهيلا

سلام مسيح جان اميدوارم هر چه زودتر پدرتان خوب شوند دعا مي كنيم

نفیسه

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن شد نه ؟

خیزران

سلام مسیح سخنان خواجه را چسبیده برتارک وبلاگت دیدم عزمم راجزم کردم که: عجب مضوعی پیداکردم براکل کل کردن با مسیح به میانه راه که رسیدم دوباره در گیرشدم باشعرت وخواجه رافراموش کردم که درواقع کل کل اصلی من هم بااوبود نه باتو که بابا چه رایگانی؟چه کشکی چه پشمی؟ به آخرکه رسیدم وشرایط پدررافهمیدم اولا خیلی دلم برات سوخت اینقدرسوخت که اولین خواستی که برام مطرح شد اینکه پدرخوب بشه ومسیح ماازناراحتی بیاد بیرون بعدشم گفتم درخانه اگرکس است یک حرف بس است شاید مسیح هم حالا توجه کرده باشه که بابا همچیم مارایگان درموردمون رعایت نشده.گاهی یک روز زندگی کردن تاوان همه یر کناهانیست که ابنای بشرمرتکب شدن وبقیه ی قضایاخوب دیگه میرم منتظر میمونم وامیدوارم که مشکلت هرچه زودترحل بشه که مسیح باشی سروکارتم بیفته با بیمارستا مسیح جون متاسفم دلیرباش روحیه ی خودتم حفظ کن غصه نخورسعی کن مثبت فکرکنی امیدوارمامیدوارم که به زودی باسلامت پدرهمه خوشحال بشیم باادب واحترام

مریم

سلام مسیح عزیزم وقتی پی نوشت پستت رو خوندم شوکه شدم اما وقتی نظرات دوستان رو خوندم خیلی خوشحال شدم انشاالله بلا دوره

مریم

مسیح جونم میدونم تو شعر شما حوا بی خیاله حوای من شما بودی به همین دلیل نوشتم بی گناه خوب دیگه

امرتات

با خواندن عاشقانه های کوتاهت ، یادها برایم تازه شد ، یاد آن لحظه که هزار بار به خود گفتم غرقم ... غرقم ... غرقم در لذت یک گناه ... ........................................................................... پدر ... حضورش مستدام .

مهران بقايي

از کاربرد درست ایجاز در هرسه قطعه لذت بردم دستت درد نکند // گارد سرخ مائو یا بسیج مستضعفان !! ( بازخوانی مجادله ی سروش و دولت آبادی ) در پست نو