و زبانم را قورت می دهم!

مگر نمی بینی که درد همگانی شده،طبیبان بیمار و خلق در معرض نابودی اند."

غزالی

 

 

کفشهایم کجاست؟

می خواهم سر شب راهی سفر شوم

مدتی را بی بهار طی کنم

دو سه پاییز در به در شوم

می روم گم شوم برای خودم

نیستم در حدود حوصله ها

 

 

 

 

پی نوشت:

نوشتن در حاشیه یا از حاشیه یا بر حاشیه،فرقی نمی کند.این حاشیه بر متنی است که نیست،بر زندگی،که در گذر است...این روزها عجیب دل بسته ام به حال،حال گرفته ای که از هر طرف خبرهای بدی می آورد.زندگی خوش نیست.درد دارد.. درد!

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میرمحمد

عمری گشتم دنبال خودم و هرگز پیدایم نشد حالا باید دنبال خدا هم بگردم!! لااقل از خودم آدرسی داشتم هر چند بعد از 29 سال شماره تلفن ها کوچه ها خیابان ها همه چیز ، عوض شده.. حالا در این عصر بی پیامبری که همه خدا شدند خدای من و تو دربه در شده. بگذار برود این بی پدر و مادر ببینم تا کجا می رود.دوباره می خواهد با چه صیغه ای جهنمی دیگر درست کند. می گویم مسیح، نکند خدا هم دنبال خدای خود میگردد؟

میرمحمد

سلام سهراب نیست تا مرگ مادربزرگ رو به همه اعلام کنه. سر بزن ببین چه خبره. من سردم شده

زهرا باقری شاد

مرد را درد مي سازد و درد را آرزو... اينو قبلا جايي خوندم...

زهرا باقری شاد

مرد را درد مي سازد و درد را آرزو... اينو قبلا جايي خوندم...

میر محمد مومنی ثانی

دیر اومدم؟ می دونم. رفتم ماهی های تنگ دلمو انداختم توو حوضی که خون سهراب سرخش کرده بود. کفشاش گوشه ی حوض بود. قورباغش درسو رها کرد. گفت نیم خواد اساد هیچ داشنگاهی باشه. خودکارشو هم شکست تا هیشکی ازش نخواد فلسفه ی هگل و مارکس رو براش توضیح مکتوب بده. می گم افلاطون می تونه با ماهیا یه استکان چایی داغ بخوره که سردش نشه؟ حالا که مادربزرگ نیس سهراب هم رفته افلاطونشم که اصلا کشورو ترک کرده من از کی بپرسم چه نسبتی بین خدا و جنتی هست؟ هیس، سهراب اومد.گوش بده. میگه: بنده ی چند تا خدا باید بشیم؟

میر محمد مومنی ثانی

زهرا خان گل گفتی ولی از خدا هم بپرسی بهت میگه درد ما رو نساخته ما دردو ساختیم. اگه آرزو داشتیم الان دنبالش بودیم می بردیمش پارک براش کاپوچینو می گرفتیم تا بخوره سردش نشه. سردمه مثله یه دونه ی برف زیر دست و پای برفای دیگه دارم یخ می کنم ذوبم کن. سردمه

میر محمد مومنی ثانی

مسیحا گفتند مرده ها را زنده می کنی. اینک مرده ای که دارد می نویسد. با چامه ای تازه از اندوه پاییز به روزم. (کدام روز؟ همان که دشمن ماست!)با تمام حواریونت بیا.

میر محمد مومنی ثانی

یهودیا میگن مسیحناصری تقلبیه. تو میگه مسیح اسمعیلی.من میگم تو هم یه جور مسیحی با حواریون مونث. یهودا مسیحو به ابدیت رسوند بقیشون با دروغایی که به مسیح چسبوندن بهش خیانت کردن. کجا مسیح فرزند خدا بود. مسیح خود خدا بود. از لطفت سژاسگذارم.

شگفت انگیز

سلام ............................... به روزم تقریبا بعد از یک ماه. خوشحال می شم اگه سر بزنید. ............................... در پناه حق[خداحافظ]