مکر خدایان !!

 خسته ام من  , خسته از مکر خدایان شما


کو تبر تا بشکنم بتهای پنهان شما


بود بودای نگاهم چون یهودا چون مسیح


 برفراز دار آمـد در زمـستان شما


کاش این تنهایی و غربت نمی شد قسمتم


 یا نصیب گرگ می شد در بیابان شما


من که دیری ست در تنهایی ام دانسته ام


 زنده هرگز نیستم در چشم عریان شما


من ولی همواره سرشارم ز شور زندگی


مثل شاخ مریمی در شاخ گلدان شما


خوابهای کودکی های مرا پرپر  مکن


 عشق دارد مزه ای در زیر دندان شما

 

 

پی نوشت مسیحایی:

۱-کافری است رنجیدن

۲- جای تشکر ویژه از دوستی که نوشته ام را ویرایش کرد ،خالی بود

/ 9 نظر / 2 بازدید
نیما

وبلاگ جالب و زیبایی دارید حاضرید تبادل لینک کنیم؟ اگه حار بودید من رو با نام دانلود بازی موبایل لینک کنید و به من هم بگید شما رو با چه نامی لینک کنم www.mobilebazi.persianblog.ir

فاطمه

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام. اومدم بگم من آپ کردم. اگه یه سر بیای خیلی خوشحالم می کنی... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

لیلا

شادی را علت باش نه شریک غم را شریک باش نه سبب "زرتشت "

المیرا

در پی تبر مباش ... چندین بت را به تنهایی می شود شکست؟ در این روزگاری که بت ها مانند قارچ های سمی بر گرد هر کسی وی رویند ... در ذهن یخ زده ی زمستانیشان هگز رنگی از بهار را نخواهیم دید ... خوابهای کودکی ... گل مریم خشکیده در گلدان ... شور زندگی در رگ حیات ! خوابهای کودکی ... خوابهای کودکی ... باش و همیشه دوست باش!

رضا قاری زاده

خانم اسمعیلی عزیز سلام خسته نباشید از لحاظ مفهوم و درون مایه معنایی شعر هیچ صحبتی باقی نمانده است چرا که موضوع اگرچه جدید نیست اما بسیار ارزشمند است و تکرار آن نه تنها موجب ملال خاطر نیست بلکه شاید واجب باشد تا آنقدر تکرار شود تا چاره ای پیدایش کنیم حال آنکه شما با استعارات زیبا ، ملموس و بعضاً بدیع لطف درک این معنا را نیز دو چندان کرده اید اما جسارتاً فکر می کنم مصراع «من که دیری ست در تنهایی ام دانسته ام » اندکی دچار مشکلات وزنی باشد و شاید هم این سکته ناشی از بد خواندن من باشد. در هرصورت آرزوی موفقیت برایتان می کنم و می خوانمتان ... یا حق

سید عرفان

چون چراغ لاله‌سوزم در خیابان شما... سلام نمی‌دانم چرا وقتی شعرت را می‌خواندم شعر اقبال در ذهنم می‌چرخید. شعر زیبایی بود. امیدوارم همیشه شاد و آرام باشی یا حق

بیتا

سلام مسیح عزیز شعر های زیبایی است حتما برای خواندن دقیق آنها سر خواهم زد چند روزی برای مشکلی نبودم باز هم به دیدارت می آیم با احترام