و گهگاهی دو خط حرف...

 

عریان و ساده


می رقصم،در دهان باد


چون سنجا قکی سرگردان


مسحور رقص مسخره ی تیک تیک ساعت های این شهر


حوالی عطر هماغوشی پروانه با سکوت


دور می شوم


از همه خاطرات تو



اما ،همیشه

به همین سادگی ها نیست


/ 5 نظر / 15 بازدید
محبوبه

آغاز و پایان همه خاطرات دور و نزدیک...

امید

دور می شوم از خاطرات تو اما نگاهت را چه کنم !

محسن باقرلو

چشم اطاعت می شود حاج خانوم ! هم خودم پر می کنمش هم یه پست درباره ش میذارم که بچچه ام لطف کنن و پرش کنن تا کی فرصت داره این کار ؟

khiyale kohne

مسافر گفت: چهل سال است دنبال کسی هستم که باران شرح حال چشم‌های اوست. ____________________________________ سلام دوست عزیز بسیار زیباست نوشته هایت. قلمت رقصان

غریبه

تکرار، تکرار،تکرار،تکرار،تکرار...