شما را به خیر....یامرا به سلامت

در حق ما

 


هر چه گویند

 


جای هیچ اکراه نیست !!!!!

 

 

 

 

 

 

پی نوشت :

آیه ای بودم و تفسیر شدم

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بيتا

مثل هميشه زيبا بود [گل][گل][گل][گل][گل]

نیکو

سلام مسیح جان منتظر پست جدیدت هستم [لبخند]

رضا قاری زاده

سلام و ممنون که باز هم به من سر زدی راستش من هم داستان نویس نیستم اینها فقط نشخوار کردن یه زندگی مزخرفه نه مشق داستان نویسی ... هیچ کار شاقی هم نمی خواد بکنی فقط هرجا میری مثل دیوونه ها به همه چیز زل بزن به دستگاه شماره زن بانک ، به انگشتهای راننده تاکسی که رو فرمون ضرب گرفتن ، به آدمهایی که از زور خستگی امید ندارن حتی به رختخواب برسن ، به بارونی که نمیاد ، به وبلاگ نویسی که امروز شده تنها جای دهان باز کردن ما ، به کاغذ قیمتها که از وسط گوجه سبزهای نوبرونه زده بیرون و روش نوشته 7000 تومان و به هر چیز دیگه ای که فکرش را بکنی ... اونوقت می بینی که مجبور ی از دست کلماتی که هی بهت هجوم میارن فرار هم بکنی ... در هر صورت لطف کردی ... می خونمت ... یاحق[گل]

یگانه

ما عاشقیم،همین بس! گناه نیست

سید عرفان

نه در مسجد گذارندم که رند است نه در میخانه کین خمار خام است میان مسجد و میخانه راهی است ... سلام متن زیبایی را انتخاب کرده‌ای برای معرفی خودت. امیدوارم همیشه شاد و آرام باشی یا حق

مسیح

به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده چندانکه پای مرد در گل فرو شود پای من در عشق

سید عرفان

سلام دوست عزیز کم کم دارم نگرانت می‌شوم. تا به حال هیچ وقت این قدر فاصله بین نوشته‌هایت نبود. کمی دارد دیر می‌شود. امیدوارم که همیشه شاد و آرام باشی. یا حق

امرتات

بگذریم ... قلب ها تاریک است ... آنچه باقی ست دم است ![گل]

رضا قاری زاده

سلام مسیح جان خمس میاد رو وبلاگت ها !! بنویس ... مردیم از بس آمدیم ، خانه نبودید ، کاغذ گذاشتیم لای در ... منتظرم ... یا حق[گل]