گورهای بی نشان

 صفرها را بستند /تا به بیرون زنگ نزنیم /از شما چه پنهان /ما از درون زنگ زده ایم

  زنبور های عسل دیابت گرفته اند - اکبر اکسیر

 

و زمان گذشت

و ایامی دیگر در راه است

در زوزه آدمی

در گذر زمان

در برابر شیون چشم هایی ابر

به وقت باران

در گورهای بی نشان ِ گلوله نشان

در غبار ستاره ها

 

آسمان همیشه

باران نمی نویسد

بر پیاده رو های پایتخت آتش

 

اولین پرنده به خون تپیده

بال خواهد گشود

هر شب

بر اشک های مادران داغدیده

و انزوای پدران سکوت

و هر روز

می شمرد مرگ

را از نو

با سبدی پر از گل

در انتظار

شکوفه های  درخت لیمو....

 

 

 

پی نوشت:

خوش بخت که نه...  اما معلوم نیست این از خوش اقبالی مان است یا بد اقبالی مان که در زمانه ای زندگی می کنیم که همه ی آنچه که بیشتر هم سن و سال های مان در جاهای دیگر دنیا فقط  در کتاب ها می خوانند و شاید هم خوب نمی فهمند را کاملا حس کرده ایم!!!....به قول نامجو : این اینکه زاده آسیایی به این میگن جبر جغرافیایی! 
/ 8 نظر / 2 بازدید
زهره

اون دو خط بالایی جالب بود...[دست]

آسمان رنگین(مشی)

واقعیتهای بیرون آمده از کتاب این روزها همه سبزها را خونین کرده است..مسیح جان! اخار تلخ...هر روز بدتر از دیروز...دینگ دینگ...

مهناز

چرا اینقدر قالب وبلاگ عوض می کنی این روزها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟[عصبانی] خسته شدم از دستت[نیشخند]

ساجده

خوش شانس؟تو این روزها حس خوش بختی داری؟؟

خیزران

سلام مسیح عزیز ونازنین میبینم که زنگ رخ اتاق شیشه ایت راعوض کردی کسی که دل به تغییرمیدهدشایستگی اینرادارد که زندگیش ارتقاپیداکند.این لجاجت توبرای تغییرمثل بقیه ی چیزهایت زیبا ودوست داشتنیست. وقتی اینجا می آیم نظم ونثر وانتخابهایت راکه به شکل فکری درآوندهای آبی خیالت جریان داشته با خودبه پس پشت همه ی یادها میبرم ودلم میخواهم مثل مرصعکارقابلی پایه هایی برایشان بتراشم وآنهاراچون نگین براین پایه ها بنشانم. درمورد زائیده شدن درآسیابه صورت کلی ترش برایت مینویسم امیدوارم خوشت بیاید: روزی دراروپا ازدکترحسابی میپرسند جهان سوم چگونه است میگوید: جائیست که اگربخواهی به خودت خدمت کنی باید به کشورت خیانت کنی واگربخواهی به کشورت خدمت کنی باید خانه خودت را خراب کنی! این دردآوراست ولی من امیدوارم فکرمیکنم مردم وطن من سیاهی هارا پشت سرگذاشته اند وبه آستانه ی روشنائی دارند نزدیک میشوند با ادب واحترام

مریم

سلام سخت شده سخت مرگ اعجاز آفرینش است

ندا

دوست خوبم ظاهرا قرار است نسل ما همیشه در انتظار زندگی کند و در این برزخ زمینی انتظار واژه مانوسمان باشد بی آنکه بدانیم منتظر چه باید باشیم و تا کی؟؟؟؟!!!